
توام اسیری مثه من ، تو تنگی از ناباوری
توام دیگه از درد من انگاری که خبر داری
آره منم تنها شدم ، مثه خودت ، مثه خدا
اونم منو تنها گذاشت ، رفت و شد از دلم جدا
انگاری که دل توام ، از تنهایی خسته شده
ولی درای این قفس روی توام بسته شده
انگاری که فرشته ای روی زمین جا نداره
هر کی میگه دوست دارم یه روزی تنهات می ذاره
راستی نگفتی ماهی جون ، تو آب نمیشه گریه کرد؟
دلم گرفته به خدا از این همه غصه و درد
چشای کوچیکت داره یواشکی بهم میگه
دنیا که ارزش نداره ، غصه و غم بسه دیگه
ولی تو که نمیدونی گریه ی بی صدا چیه
تو این زمونه ی کثیف ، آدم بی وفا کیه
ببین منم اسیر شدم تو تنگی که در نداره
ببین دیگه فرشتمون زخمی شده ، پر نداره
مگه میشه غصه نخورد ؟ دلم دیگه نا نداره
آخه تو این روزای سرد ، عاشقی معنا نداره
بیا بریم با همدیگه ، بریم پیش فرشته ها
زمین مثه یه زندونه واسه دل عاشق ما
بیا با هم پر بکشیم ، بریم به سوی آسمون
آخه دیگه خسته شدم ، دلم گرفته ماهی جون
قصه ی ما تموم شده ، محکوم شدیم به بی کسی
حالا دیگه تنها کسم تویی و تنگ اطلسی
(( هاتف کارین پل ))
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 18:53  توسط هاتف
|